آموزش و سرگرمی

چگونه، حتی زمانی که انگیزه‌ای نداریم، کاری را آغاز کنیم

نکات برگزیده مطلب
  • راه‌حل سریع را می‌توان در مفهوم خرده‌عادت‌ها یافت. کتابی بسیار خوب با این موضوع، کتاب «خرده‌عادت‌ها: عادت‌های کوچک‌تر، نتایج بزرگ‌تر» اثر استیون گایز است. خرده‌عادت‌ها، کارها و وظایف کوچکی هستند که هر فردی به سادگی می‌تواند آن‌ها را انجام دهد. هدف این است که کوچک‌ترینِ کارها را هر روز انجام دهید. هنگامی که شروع کنید، احتمالاً ادامه هم خواهید داد.

انگیزه، واژۀ پرطمطراقِ رایجی است. این واژه در مقالات، پوسترها و میم‌های اینترنتی دیده می‌شود. به نظر می‌رسد اغلب مردم در درکِ انگیزه دچار اشتباه می‌شوند. معمولاً اینگونه فکر می‌کنند که ما وقتی انگیزه داریم، کارها را انجام می‌دهیم و هنگامی که انگیزه نداریم، از کنارشان می‌گذریم.

واقعیت این است که انگیزه تأثیر اندکی بر توانایی ما در انجام یک وظیفه دارد. برای مثال، من امروز مشخصاً انگیزه‌ای برای نوشتن ندارم، اما در این لحظه، من هنوز دارم می‌نویسم، چرا که نوشتن برای من به یک عادت عمیقاً تثبیت‌شده تبدیل شده است.

دلیلِ واقعی اینکه ما اغلب اوقات، یک کارِ مشخص را انجام نمی‌دهیم، ترس است. درست است؛ همۀ ما، در عمق وجودمان می‌دانیم که برای آغاز یک کار یا پروژۀ مشخص، باید بر چالش‌هایی غلبه کنیم که ما را می‌ترساند.

ترس شماره ۱: عدم قطعیت

گاهی اوقات بدون اینکه در مورد کاری به‌درستی فکر کنید، آن را به فهرست کارهایی که باید انجام شوند، اضافه می‌کنید. اما بعداً متوجه می‌شوید که به طور کامل نفهمیده‌اید چه باید انجام شود. این نبودِ درک صحیح، اغلب، اضطراب‌آفرین است، چرا که نمی‌دانید چگونه کار را پیش ببرید. نتیجه این می‌شود که کار را کنار می‌گذارید، چرا که بیش از حد چالش‌برانگیز است.

ترس شماره ۲: شکست

گاهی اوقات، حتی زمانی که بیشترین سعی خود را می‌کنید، شکست می‌خورید. این احساس شکست با ما می‌ماند و ممکن است بر دیگر کارهایی که انجام می‌دهیم تأثیر بگذارد. مثلاً، اگر کار شما این بوده است که هر هفته گزارشی برای رئیستان بنویسید، اما هفته گذشته این کار را انجام نداده باشید، احتمالاً پیش ار آغاز کار کمی احساس تردید خواهید کرد.

ترس شماره ۳: دشوار بودن

هرچه کاری دشوارتر باشد، بیشتر از آن دوری خواهید کرد. این موضوع به‌ویژه زمانی صدق می‌کند که پروژه‌ طولانی بوده و چندین مرحله و بخش مهم داشته باشد. افراد، اغلب، از این کارها می‌ترسند، تنها به‌خاطر اینکه احساس می‌کنند در انبوه کارها غرق شده‌اند.

ترس شماره ۴: ناامیدی

برخی کارها، صرفاً به‌خاطر اینکه نمی‌توانید خوب انجامشان دهید، خسته‌کننده هستند. این باعث می‌شود شما آن‌ها را نادیده بگیرید یا کار زیادی برایشان انجام ندهید. متأسفانه در دنیای کاری، به تعویق انداختن پروژه‌ها پذیرفتنی نیست. شما دو گزینه پیشِ‌رو دارید: مهارت خود را در انجام کارها بهتر کنید یا آنکه آن‌ها را به کسی که بهتر انجام می‌دهد، بسپارید. همانگونه که از کودکی آموخته‌اید، نادیده گرفتن یک موضوع ناحوشایند باعث از بین رفتن آن نمی‌شود.

با عنایت به این چهار ترس، هنگامی که سراغ موارد خاصی از فهرست کارهایتان می‌روید، درجاتی از خودداری و اهمال‌کاری را احساس می‌کنید. مهم این است که این چهار ترس را شناسایی کنید و به رغم وجود آن‌ها، اقدام کنید.

ممکن است با خود فکر کنید که «چگونه، با وجود این چهار ترس، اقدامی انجام دهم، وقتی چنین حس‌وحالی ندارم؟» به این پنج راهبرد مشخص توجه کنید:

راهبرد شماره یک: موارد حواس‌پرتی را حذف کنید

همۀ ما پس از آنکه فهرست کارها را تنظیم کردیم، قصد داریم همۀ موارد را به انجام برسانیم، اما اغلب در این هدف شکست می‌خوریم. حواس‌پرتی، اغلب اوقات، دلیل اصلی چنین وضعیتی است. نکته اینجاست که از شرِ عوامل عمدۀ حواس‌پرتی خلاص شوید؛ آن‌گاه می‌توانید به طور پیوسته کار کنید.

در اینجا، به برخی از رایج‌ترین عواملِ حواس‌پرتی و اینکه چگونه این عوامل را حذف کنید، اشاره شده است:

**نامه‌های الکترونیک: دریافت و پاسخ به ایمیل‌ها در کل روز بزرگ‌ترین قاتلِ مولد بودن است. به‌جای چک کردن بی‌وقفۀ ایمیل‌ها، پنج دقیقه از هر ساعت را برای پاسخ دادن به ایمیل‌ها کنار بگذارید. یا به‌جای آن، پاسخ به ایمیل‌ها را به شکل وظیفه‌ای که یک بار در روز باید انجام شود، در نظر بگیرید.

**شبکه‌های اجتماعی: ممکن است هر روز ساعت‌ها از وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی هدر دهید. برای اینکه از این وضعیت پیشگیری کنید، مطمئن شوید در هنگام کار، صفحۀ شبکه‌های اجتماعی بر روی رایانه و گوشی همراهتان باز نباشد. صادقانه بگویم، بهترین کار این است که به این نوع حواس‌پرتی‌ها رویکرد همه یا هیچ داشته باشید.

**پیام‌های فوری و/یا متنی: این نوع پیام‌ها می‌توانند خیلی راحت شما را از سرِ کاری که در حال انجام آن هستید، بلند کرده و درگیر بحثی رفت و برگشتیِ پانزده دقیقه‌ای کنند. گوشی خود را روی حالت بی‌صدا و در جایی خارج از دید قرار دهید و از برنامه‌های پیام‌رسانِ پیام فوری خارج شوید.

**تماس‌های تلفنی: فقط چون کسی با شما تماس گرفته، به این معنا نیست که شما هم باید پاسخ دهید. بسیار پیش می‌آید که تماس‌های تلفنی به مکالمات بیست دقیقه‌ای تبدیل می‌شوند که پس از آن شما بی‌انگیزه و بدون تمرکز خواهید بود. بازهم، گوشی خود را در حالت بی‌صدا قرار دهید و در طول روز یک موعد را برای پاسخ به تماس‌های از دست‌رفته، تعیین کنید.

این بحث یکی از قوانین شخصی محبوب است: «وقتی دارید بر کاری تمرکز می‌کنید که نیاز به سطح بالایی از انرژی دارد، هرچیزی که زنگ می‌زند و صدا می‌دهد را خاموش کنید.»

**انجام چند کار هم‌زمان: بدفهمی رایجی وجود دارد که انجام چند کار هم‌زمان شما را خلاق‌تر می‌کند. واقعیت این است که انجام چند کار هم‌زمان ممکن است حواس شما را از یک کار مهم پرت کند و کیفیت کار شما را زیر سؤال ببرد. مطمئن شوید که در آنِ واحد فقط به یک کار چسبیده‌اید و پیش از آنکه سراغ کار بعدی بروید، آن را به پایان برسانید.

**به‌هم‌ریختگی رایانه و میز کار: به‌هم‌ریختگی، چه فیزیکی باشد و چه دیجیتال، می‌تواند حواس شما را از کاری که در دست دارید، پرت کند. توجه کنید که فضای کاری شما عاری از به‌هم‌ریختگی باشد تا چشم و ذهنتان از یک میز کاری شلوغ جدا شود.

علاوه بر این، به‌هم‌ریختگی ممکن است هر کاری را که در رایانه انجام می‌دهید، زیر سؤال ببرد. این همان دلیلی است که چرا باید صفحۀ رایانه‌تان را از اسناد، پوشه‌ها و آیکون‌های اضافی پاک کنید. هرچیزی را در پوشه‌ای که با عنوانی روشن، مشخص و سازمان‌دهی شده است، نگهداری کنید.

**سر و صدا و پچ‌پچ‌کردن: اگر شما در محل کار خود با تعداد زیادی از افراد سروکار دارید، سروصداهای دفتر می‌تواند عامل عمدۀ حواس‌پرتی باشد. یک راه‌حل این است که از یک هدفونِ حذف‌کنندۀ صدای محیط استفاده کنید. هر چقدر بیشتر بتوانید سروصداهای آزارندۀ پس‌زمینه را حذف کنید، بیشتر بر کارهای مهم تمرکز خواهید داشت.

راهبرد شماره ۲: هرچه شما را متوقف می‌کند، بنویسید

درست به همان اندازه‌ای که شناسایی ترس‌هایتان مهم است، یافتن دلایل وجود بی‌انگیزگی نیز اهمیت دارد. همۀ ما چالش‌های درونی‌ای داریم که ما را از اقدام کردن باز می‌دارند.

درمان سریع این مشکل این است که دلایل کار نکردن خود را بنویسید. این کار را به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه و به‌شیوۀ تسلسل جریان فکری یا روزنامه‌نگاری انجام دهید تا پاسخ‌های زیادی را دربارۀ اینکه چه چیز شما را از پیش‌رفتن باز می‌دارد، به دست آورید.

آیا شما به این دلیل در انجام کارها شکست می‌خورید که نمی‌دانید آن‌ها را چگونه انجام دهید؟ آیا برای کاری تلاش می‌کنید که خارج از محدودۀ امن شما قرار دارد؟ یا از شما خواسته شده است روی پروژه‌ای کار کنید که شخصاً برای شما لذت‌بخش نیست؟

راهبرد شماره ۳: برای هر مشکلی یک برنامه داشته باشید

غلبه بر موانع محدودکنندۀ توانایی شما در انجام کارها، امری ممکن است. در  اینجا، چند مانع رایج و اینکه چگونه به‌آسانی بر آن‌ها غلبه کنید، آمده است.

**کاری که باید انجام شود، واقعاً بزرگ است یا بخش‌های زیادی دارد: سعی کنید کل یک پروژه را یک‌جا به عهده نگیرید. کل کار را با تقسیم کردن به اجزاء آن، به کارهای کوچک‌تری که انجامشان راحت‌تر است، تبدیل کنید. انجام دادن اولین کار، انگیزۀ شما را برای انجام گام بعدی و گام‌های پس از آن، تقویت خواهد کرد.

این همان دلیلی است که چرا باید به درست کردن فهرست کارها، اهتمام داشت. هرچه بیشتر بتوانید یک فرایند را به گام‌های دست‌یافتنی تقسیم کنید، انجام کارهای بزرگ در زندگی برایتان راحت‌تر خواهد بود.

**شما نمی‌دانید کار را چگونه انجام دهید: اگر کاری هست که دربارۀ آن مطمئن نیستید، اطلاعات بیشتری کسب کنید. از هر منبعی که می‌شود، استفاده کنید تا دربارۀ اینکه کار مورد نظر مستلزم چه چیزهایی است و چگونه باید انجام ‌شود، اطلاعات بیشتری پیدا کنید.

می‌توانید در اینترنت جستجو کنید، از کسی که قبلاً این کار را انجام داده است، بپرسید یا کتابی را بیابید که مهارت‌های مرتبط با آن کار را آموزش دهد. به‌خاطر داشته باشید که بالاخره هر کاری،توسط یک نفر، در دنیا انجام شده است. همۀ کاری که شما باید انجام دهید این است که فرد مناسب را پیدا کنید و از تجربۀ او بیاموزید.

**شما از شکست می‌ترسید: ترس از ناشناخته‌ها دلیل اصلی اضطراب هنگام انجام فهرست کارهاست. بهترین درمان برای آن، خیلی ساده، اقدام کردن است. گفتنش از انجام دادنش آسان‌تر است، اما در راهبرد بعدی به این «چگونه انجامش دهیم» می‌پردازیم.

به جای تمرکز بر امکان بالقوۀ شکست، هر مانعی را به‌شکل یک تجربۀ یادگیری در نظر بگیرید. انتظار این را داشته باشید که اشتباهات و چالش‌ها رخ دهند. هنگامی که رخ دادند، زمان بگذارید تا تشخیص دهید که چه می‌توانستید انجام دهید و در آینده چگونه آن را مدیریت کنید.

راهبرد شماره ۴: شروع کنید

این راهبرد ممکن است بیش از حد ساده‌انگارانه به نظر آید، اما آغاز کردن واقعاً بهترین راه‌حل برای غلبه بر نبود انگیزه است. شما نمی‌توانید کاری را به پایان برسانید، اگر هرگز آن را آغاز نکنید. بهترین درس‌ها را می‌توان از تمرین کردن آموخت، نه از کنار نشستن و نگرانِ اینکه چه‌کار باید کرد.

راه‌حل سریع را می‌توان در مفهوم خرده‌عادت‌ها یافت. کتابی بسیار خوب با این موضوع، کتاب «خرده‌عادت‌ها: عادت‌های کوچک‌تر، نتایج بزرگ‌تر»[۱] اثر استیون گایز است. خرده‌عادت‌ها، کارها و وظایف کوچکی هستند که هر فردی به سادگی می‌تواند آن‌ها را انجام دهد. هدف این است که کوچک‌ترینِ کارها را هر روز انجام دهید. هنگامی که شروع کنید، احتمالاً ادامه هم خواهید داد.

چرا برای شروع، خرده‌عادت‌ها توصیه می‌شوند؟

**موفقیت، موفقیت بیشتر می‌آورد: عادت‌های کوچک مانع شکست خوردن می‌شوند؛ چرا که ساده، سریع و اغلب دست‌یافتنی هستند. آن احساس دستاوردی که پس از انجام دادنِ یک عادت کوچک حاصل می‌شود، شما را به‌سمت انجام کار بعدی و کار بعد از آن سوق می‌دهد و موجی از موفقیت می‌آفریند.

**رهایی از احساس گناه: انجام دادن کارهای کوچک باعث می‌شود که آن احساس گناه ناشی از انجام ندادن کارها از بین برود. این‌که هر روز کاری انجام دهید، به شما کمک می کند که از دستِ احساس ناکافی بودن یا بی‌انگیزگی خلاص شوید.

**خودکارآمدی قوی: خودکارآمدی، باور به این است که شما توانایی تأثیر گذاشتن بر نتایج را دارید. انجام دادن عادت‌های کوچک شما را به‌گونه‌ای پرورش می‌دهد که همیشه انتظار موفق شدن را داشته باشید و در ادامه دادن راه باانگیزه‌تر عمل کنید.

**انگیزۀ بیشتر: عادت‌های کوچک به همان شیوه‌ای که یک جرقه، آتش را شعله‌ور می‌کند، کنشِ فرد را برمی‌انگیزانند. نخستین کنش کوچک، کل روند را آغاز خواهد کرد. شما هنگامی که احساس کردید باانگیزه هستید، با یک تکرار ساده آغاز می‌کنید و آن تکرار ساده را به حجمی بزرگ از کارها تبدیل خواهید کرد.

راهبرد شماره ۵: پاداش مهم است

این استراتژی، راهبردی است که برای بیشتر افراد جواب می‌دهد. اگر هر کاری را به یک پاداش مشخص مربوط کنید، احتمال بیشتری دارد که آن را انجام دهید. پاداش، هیجانی را برای انجام کارها خلق می‌کند.

مثلاً، تهیه یک گزارش در مدت دو هفته ممکن است به ارتقاء، گرفتن حق کمیسیون یا تشویق از سوی رئیس بینجامد. همیشه به یاد داشته باشید که هر کاری در فهرست کارها نفعی به شما می‌‌رساند. این نفع ممکن است به بهبود شیوۀ انجام کار، افزایش درآمد یا انجام موفقیت‌آمیز یک هدف شخصی مربوط باشد. بنابراین هنگامی که دوست دارید کاری را به تعویق بیندازید، به این فکر کنید که اگر فقط به جای به تعویق انداختن، آن کار را انجام دهید، چه پیامدهای مثبتی رخ خواهد داد.

از «انگیزۀ پایین» تا «فعالیت بالا»

ما فقط به شماری از راهبردهای مفید برای تقویت انگیزه اشاره کردیم. در نهایت همه چیز به شما بستگی دارد. اگر نخواهید شروع کنید، هیچ جملۀ الهام‌بخش یا راهبردی نمی‌تواند به شما کمک کند. شما باید تمام موارد فهرست کارهایتان را انجام دهید و بر عمل کردن تمرکز کنید. در بخش بعدی، به شما نشان می‌دهم که چکونه این کار را انجام دهید. آنچه انجام خواهیم داد این است که هرآنچه را که تا این لحظه یاد گرفته‌ایم، جمع کنیم و آن را به شکل نظامی درآوریم که در بقیۀ زندگی بتوان از آن استفاده کرد.

[۱] این کتاب توسط انتشارات آدینه به چاپ رسیده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا