آموزش و سرگرمی

نحوه برخورد با تعصب در مذاکره

نکات برگزیده مطلب
  • روانشناسی به نام جورج کلی، باورها را به مثابۀ یک عینک حقیقت تعریف می‌کند که ما از آن برای درک جهان و هدایت دنیای اطراف خود استفاده می‌کنیم. تهدید عقاید و باورهای ما به این عینک صدمه می‌زند و دید ما را دچار اختلال می‌کند. ما لباس محافظ خود را در نقش یک پاسخ طبیعی می‌پوشیم. بنابراین از باورهایمان، حتی زمانی که می‌دانیم کاملاً اشتباه هستند، دفاع می‌کنیم.

اگر در یک مذاکره، طرف مقابل، سوگیری‌هایی دربارۀ موضوع مربوطه داشته باشد، متقاعد کردن او دشوارتر خواهد بود.

این کلیشه‌ها تقریباً در همه‌جا دیده می‌شوند: جمهوری‌خواهان در مقابل دموکرات‌ها، در ورزش‌، در مدرسه و موارد دیگر. با قوی‌تر شدن این کلیشه‌ها و عمیق‌تر شدن سوگیری‌ها، ما نه تنها هم‌گروه‌های خود را می‌شناسیم، بلکه از مخالفان خود نیز دور می‌شویم؛ بنابراین خودمان را بر اساس آنچه نیستیم، تعریف می‌کنیم. به زبان ساده، ارزش شخصی ما در مقابله با رقیبانمان تعریف می‌شود.

در این موارد، ممکن است افراد در ایجاد حس نفرت و یا پرورش تیم خود زیاده‌روی کنند. چرا افراد چنین کلیشه‌هایی را مطرح می‌کنند و چه‌چیزی آن‌ها را به دوباره فکر کردن وامی‌دارد؟

نوشته های مشابه

جامعۀ انسانی از زمان ایجاد خود به‌دنبال یافتن تعلقات و موقعیت‌ها بوده است. شناسایی یک گروه یا قبیلۀ خاص به‌طور همزمان به هر دو مورد اشاره دارد. روانشناسی به نام جورج کلی، باورها را به مثابۀ یک عینک حقیقت تعریف می‌کند که ما از آن برای درک جهان و هدایت دنیای اطراف خود استفاده می‌کنیم. تهدید عقاید و باورهای ما به این عینک صدمه می‌زند و دید ما را دچار اختلال می‌کند. ما لباس محافظ خود را در نقش یک پاسخ طبیعی می‌پوشیم. بنابراین از باورهایمان، حتی زمانی که می‌دانیم کاملاً اشتباه هستند، دفاع می‌کنیم.

زمانی که خود را، در جامعه، در تعامل با افرادی می‌بینیم که باورهایمان با آن‌ها مشترک است، این کلیشه‌ها محکم‌تر می‌شوند. این پدیده با عنوان «قطبی‌کردن گروه» شناخته می‌شود. قطبی‌شدن با انطباق افراد بیشتر نمایان می‌شود.

گرنت فرضیه‌های مختلفی را برای بررسی کلیشه‌ها مطرح می‌کند:

  • اولین فرضیه «اثر نمای کلی» [۱] است. برای یافتن زمینه‌های مشترک تلاش کنید؛ مانند دیدن زمین از دیدگاه یک پرنده و درک موقعیت‌های مختلف. این رویکرد همیشه مؤثر نیست.
  • در روش دوم، گرنت «روانشناسی صلح» [۲] را امتحان می‌کند. در این روش همدلی رقبا مد نظر قرار می‌گیرد. ممکن است در تغییر نگرش رقبا موفق باشید، اما همچنان کلیشه‌ها باقی می‌مانند.
  • فرض سوم «عادت» است. طرف مقابل را توجیه کنید تا در برابر خصوصیات مثبت مخالفان، به ویژگی‌های مثبت خصمانه خود فکر کنند. اجازه دهید فرد متوجه شود که این رقابت چقدر احمقانه است.

یک بخش مهم در  مقابله با کلیشه‌ها، مذاکره واقعی و مکالمه‌ بین طرفین است. اگر با سوگیری مواجه باشید و نتوانید با آن‌ها گفتگو کنید، شانس بزرگی را از دست داده‌اید که آن‌ها را متقاعد کنید که خوبی‌های شما را ببینند.

[۱] Overview Effect

[۲] Psychology of Peace

منبع
آدام گرنت، دوباره فکر کن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا