فرهنگ و هنر

دانشمند باشید

نکات برگزیده مطلب
  • نقطۀ ابتدای بازاندیشی، تواضع فردی است: دانستن و مشتاق­ بودن برای دانستن آنچه نمی‌­دانیم. خروج از حالت دانشمندی، ما را به یک چرخۀ اعتماد به‌نفس افراطی می‌­رساند که در آن با سوگیری مواجه می­‌شویم و ایدئولوژی­‌های خود را تصدیق می‌کنیم.

چند بار شده است که «حس درست بودن» را به «حق داشتن» ترجیح بدهید؟ دربارۀ آن فکر کنید، اگر کسی با جسارت به شما بگوید که پلوتون یک سیاره نیست، چه کار می­‌کنید؟ اگر یک محقق دیگر با داده‌­های فریبنده‌­ای نشان بدهد که زمین صاف است چطور؟ چقدر سریع به ارزیابی مجدد تصویر کروی جهان، ‌که در مغزتان وجود دارد، می‌­پردازید؟

ما معمولاً می­‌توانیم راحت تشخیص دهیم که دیگران، در چه زمانی، اشتباه می­‌کنند یا باید در گفتۀ خود تجدید نظر کنند، اما اغلب نمی­‌توانیم درمورد خودمان چنین قضاوتی داشته باشیم؛ درواقع نباید این­‌طور باشد.

گرنت، در مورد آنچه معمولاً در طی تفکر و صحبت­ کردن برای اکثر افراد اتفاق می‌­افتد، دیدگاه دیگری را مطرح می­‌کند. او این حالت را به سه بخش مختلف تقسیم می­‌کند: واعظ، دادستان و سیاستمدار.

نوشته های مشابه
  • واعظ موعظه­‌هایش را برای حفاظت از باورهای مقدس خود بیان می­‌کند.
  • دادستان استدلال­‌هایش را برای اثبات اشتباه بودن استدلال دیگران مطرح می­‌کند.
  • سیاستمدار، برای برنده شدن استدلال خود در بین مردم، کمپین تشکیل داده و به برقراری روابط می‌پردازد.

در نتیجه، ممکن است تحت تأثیر مواردی قرار بگیریم که حتی به خودمان زحمت بازاندیشی دربارۀ دیدگاه­‌هایمان را ندهیم. گرنت رویکرد بهتری را ارائه می­‌کند؛ حالت دانشمند.

دانشمندان عموماً پول می‌گیرند تا بازاندیشی کنند و از محدودیت­‌های درک خود مطلع شوند. با بر چشم گذاشتن عینک دانشمندی، به دنبال داده‌­ها و شواهد جدیدی باشید. نظریه­‌های خود را در گوشه‌­ای بگذارید و آن‌ها را آزمایش کنید. با این حال اما برخی از دانشمندان، همچنان، به سه دیدگاه قبلی نیز گرایش دارند.

مطابق با این الگو در خصوص باورها، دو سوگیری در روانشناسی وجود دارد:

  • سوگیری تأییدی؛ دیدن آنچه انتظار داریم ببینیم.
  • سوگیری مطلوبیت؛ دیدن آنچه تمایل داریم ببینیم.

این سوگیری­‌ها مانع به­‌کارگیری هوش شده و نبوغ (یعنی مغز) را به سلاحی علیه واقعیت تبدیل می­‌کنند. گاهی، هرچه هوشیارتر باشید، گمراه‌­شدنتان راحت‌­تر خواهد بود، زیرا این سوگیری­‌ها ریشۀ عمیقی دارند.

تبدیل شدن به یک دانشمند مانع تبدیل ایده‌­هایتان به ایدئولوژی خواهد شد. سؤالات و معماها هستند که استدلال شما را هدایت می­‌کنند، نه پاسخ­‌ها و راهکارها. این به معنای ذهن آزاد و پویا است.

نقطۀ ابتدای بازاندیشی، تواضع فردی است: دانستن و مشتاق­ بودن برای دانستن آنچه نمی‌­دانیم. خروج از حالت دانشمندی، ما را به یک چرخۀ اعتماد به‌نفس افراطی می‌­رساند که در آن با سوگیری مواجه می­‌شویم و ایدئولوژی­‌های خود را تصدیق می‌کنیم.

منبع
آدام گرنت، کتاب دوباره فکر کن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا