آموزش و سرگرمی

تشویق دانش‌آموزان به پرسیدن

نکات برگزیده مطلب
  • دانش‌آموزان را تشویق کنید که کارشان را چند بار تکرار کنند و به آن‌ها اجازه دهید که دربارۀ مطالب یکدیگر قضاوت نمایند. کار را قضاوت کنید، نه فرد را. به جای «من افتضاح هستم»، دانش‌آموزان باید طرز فکر برنده‌ای داشته باشند و بگویند: «این کار افتضاح است، من می‌توانم آن را بهتر کنم». قضاوت‌های دانش‌آموزان باید بر اساس توصیه‌های بهبود باشد.

طرز فکرهای محدود، در سنین پایین، ایجاد شده و در سال‌های مدرسه قوی‌تر می‌شوند. به این موضوع فکر کنید، چند بار به خاطر دارید که از متن کتاب‌های درسی، در مدرسه، سؤال پرسیده باشید؟

معلم‌ها به اندازۀ کافی دانش‌آموزان را به سؤال کردن از آن‌ها و دیگر دانش‌آموزان تشویق نمی‌کنند. سؤال کردن دربارۀ اطلاعات ارائه شده توسط معلم اغلب به عنوان یک توهین یا تهدید تلقی می‌شود. اگر بخواهیم این الگو را تغییر دهیم، معلمان باید بر تواضع عقلانی، ایجاد تردید، و پرورش حس کنجکاوی، پافشاری داشته باشند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اگر در دوران ابتدایی به باورهای علمی نادرست توجه نشود، تغییر آن‌ها در زمان‌های بعد دشوارتر خواهد بود. این در حالت‌های سنتی آموزش امکان‌پذیر نیست.

سیاست‌های آموزشی باید به‌سمت یادگیری فعال تغییر کنند. ممکن است گفتن این موضوع جالب نباشد که یادگیری فعال شامل انرژی ذهنی بیشتری است، اما سبب پرورش درک عمیق می‌شود. یک علت دیگر آن است که سخنرانی‌های به روش سنتی برای گفتگو یا ابراز مخالفت طراحی نشده‌اند. از این رو ممکن است دانشجویان را به درک‌کنندگان منفعل اطلاعات تبدیل کنند، نه متفکران خلاق.

نوشته های مشابه

اگر یک سخنور مخاطبین را تحت تأثیر قرار دهد، مثل اکثر سخنرانی‌های انگیزشی، احتمال بررسی دقیق مطالب کمتر بوده و بنابراین محتوا به فراموشی سپرده می‌شود. اما، طبق پژوهش‌ها، این مخاطبین ادعا می‌کنند که بخش زیادی از محتوا را به خاطر دارند. دانشمندان این را اثر وحشت‌زدگی می‌شناسند. گرنت نام بهتری برای آن به‌ کار برده است: اثر مبهوت شدن.

حرکت مهم دیگری که معلمان می‌توانند انجام دهند، یادگیری در کنار دانش آموزان است. ندانستن عیب نیست. این باعث نمی‌شود که به چشم مخاطبانتان نالایق به نظر برسید، بلکه راهی را برای یادگیری دانش آموزان از دیگران باز می‌کند (به جای آنکه فقط از شما یاد بگیرند).

دانش‌آموزان را تشویق کنید که کارشان را چند بار تکرار کنند و به آن‌ها اجازه دهید که دربارۀ مطالب یکدیگر قضاوت نمایند. کار را قضاوت کنید، نه فرد را. به جای «من افتضاح هستم»، دانش‌آموزان باید طرز فکر برنده‌ای داشته باشند و بگویند: «این کار افتضاح است، من می‌توانم آن را بهتر کنم». قضاوت‌های دانش‌آموزان باید بر اساس توصیه‌های بهبود باشد. سپس پیش‌نویس‌ها مانند یک درس به کار می‌روند تا الگوهای فکری جدیدی به‌وجود آیند. این تعریف آموزش است. علاوه بر این، با ارزیابی پیش‌نویس‌ها و مهارت‌های فنی و ذهنی به مرور عادت‌ها، گرایش‌ها، طرز فکر و الگوهایی را ایجاد می‌کنیم.

منبع
آدام گرنت - دوباره فکر کن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا