دین و اندیشه

امارت مدائن

سلمان فارسی

نکات برگزیده مطلب
  • سلمان فارسی با استناد به سخنان و نصوصی که از حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) دیده و شنیده بود، بر این اعتقاد بود که علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) جانشین راستین و بر حق رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است.

سلمان فارسی از شخصیت‌‌هاى آزاده، مجاهد و بلندآوازه اسلامی و از صحابه گرانقدر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است. وى با این که ایرانى‌نژاد بود، در میان عرب‌ها و مسلمانان حجاز، به مقامى رفیع و مرتبه‌اى بلند دست یافت تا جایی که پیامبر در مورد او فرمود: «سلمان منا اهل البیت؛ سلمان از ما اهل بیت است». در جنگ احزاب پیامبر به پیشنهاد او دستور داد تا خندقی دور مدینه برای ممانعت از دشمن حفر کنند و همین اقدام باعث پیروزی اسلام در آن جنگ شد. سلمان از یاران علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) به شمار می‌رفت و بر این اعتقاد بود که او جانشین راستین و بلافصل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است.

از سلمان، با عناوین محدِّث، فقیه در سخنان معصومان علیهم السلام، فرا گیرنده علم اوّل و علم آخر، افقه النّاس و حواری پیامبر صلی الله علیه و آله یاد شده است. او یکی از هفت نفر تشییع کننده پیکر مطهّر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است، این نکته میزان ارتباط و اتصال او به خاندان وحی را مشخص می کند.

امارت مدائن

سلمان فارسی با استناد به سخنان و نصوصی که از حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) دیده و شنیده بود، بر این اعتقاد بود که علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) جانشین راستین و بر حق رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است. بنابراین همواره از حکومت وقت انتقاد می‌کرد؛ اما با این وصف، حکومت مداین را پذیرفت؛ زیرا در این مسئولیت خطیر، رضای پروردگار و صلاح بندگان خدا را می‌دید. البته سلمان بی ‌اذن امیرمؤمنان (علیه السلام) این مقام را نپذیرفت. هدف خلفا این بود که ولایتمدارانی چون سلمان را با اعطای این مناصب، خاموش کنند و مترصد آن بودند که وی مرتکب خطایی شود تا آن را دستاویر حذفش قرار دهند؛ اما سلمان از این آزمون سربلند بیرون آمد.

نوشته های مشابه

چون سلمان به حوالی مداین رسید، مردم به استقبالش شتافتند و خواستند که او را در کاخ سفید مسکن دهند؛ اما او نپذیرفت و گفت: من در میان مردم و در محل رفت و آمد آنان (در بازار شهر) ساکن می‌شوم تا در دسترس همه باشم و هرگاه کسی شکایتی یا مشکلی دارد، بتواند به آسانی مرا ببیند. سلمان تنها از حاصل دست‌‌رنج خویش استفاده می‌کرد و پیش از این‌‌که به فرمانداری مداین منصوب شود، از لیف خرما سبد می‌بافت و از این راه زندگی می‌گذراند. زمانی هم که به امارت رسید، در بازار شهر دکانی اجاره کرد تا از نزدیک شاهد مشکلات مردم باشد و گره از از مشکلاتشان بگشاید.

او تمام فقیران، کارگران و اهل حرفه‌ها و فنون را فراخواند و گفت: شما را برای امر مهمی فراخوانده‌ام؛ بدانید که اسلام، تکاثر و جمع‌آوری افراطی اموال را منع کرده است. ای صنعت‌گران! شما را دعوت کردم که بگویم من از شما حمایت می‌کنم و درب دکانم بر روی شما گشوده است. از اهل هر حرفه و فنی می‌خواهم که نماینده‌ای برای خود برگزیند تا هر گاه مسئله‌ای یا مظلمه‌ای پیش آمد، به بزرگ آن حرفه مراجعه کند. خداوند دوست دارد که انسان از محصول تلاش خود بهره برد، ولی من تمام دریافتی خود از بیت‌‌المال را که پنج‌‌هزار درهم است، به محرومان و بینوایان می‌دهم و خود سبد می‌بافم و از ثمره کارم بهره‌برداری می‌کنم. صدای مردم از هر جانب بلند شد که این روشی شگفت است! ای امیر! اینها را تاکنون نشنیده بودیم. سلمان گفت: این اسلام راستین است.

منبع
دانشنامه اسلامی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا