دین و اندیشه

آیا باید تقلید کرد؟

نکات برگزیده مطلب
  • و اما آن كس از علما كه پاسدار نفس و حافظ دين و مخالف با هواى خود و فرمانبردار امر خدا باشد، بر عوام واجب است كه از او تقليد كنند. و اين جز در بعضى از فقيهان شيعه، نه همۀ آنان، نيست، پس هر كس از علما مرتكب كارهاى زشت و قبيح شود، و به راهى برود كه ديگر فقيهان فاسد رفتند، از او چيزى را كه از ما نقل مى‏‌كند نپذيريد و حرمتى برايش قائل نباشيد.

الامام العسکری «ع»- فی قوله تعالى: «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ[۱]»، قال: هذه لقوم من الیهود- الى ان قال:- و قال رجل للصادق «ع»: اذا کان هؤلاء العوامّ من الیهود لا یعرفون الکتاب الا بما یسمعونه من علمائهم، فکیف ذمّهم بتقلیدهم و القبول من علمائهم؟ و هل عوامّ الیهود الا کعوامّنا یقلّدون علماءهم؟- الى أن قال:- فقال «ع»: «بین عوامّنا و عوامّ الیهود فرق من جهه و تسویه من جهه. امّا من حیث استووا، فإنّ اللَّه ذمّ عوامّنا بتقلیدهم علماءهم کما ذمّ عوامّهم. و اما من حیث افترقوا، فإنّ عوامّ الیهود کانوا قد عرفوا علماءهم بالکذب الصّراح و اکل الحرام و الرّشا و تغییر الاحکام، و اضطرّوا بقلوبهم الى أنّ من فعل ذلک فهو فاسق لا یجوز أن یصدّق على اللَّه و لا على الوسائط بین الخلق و بین اللَّه، فلذلک ذمّهم. و کذلک عوامّنا اذا عرفوا من علمائهم الفسق الظاهر و العصبیّه الشدیده و التکالب على الدنیا و حرامها، فمن قلّد مثل هؤلاء، فهو مثل الیهود الذین ذمّهم اللَّه بالتقلید لفسقه علمائهم. فأمّا من کان من الفقهاء، صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا على هواه، مطیعا لأمر مولاه، فللعوامّ أن یقلّدوه. و ذلک لا یکون الا بعض فقهاء الشیعه، لا کلّهم، فإنّ من رکب من القبائح و الفواحش مراکب فسقه فقهاء العامّه، فلا تقبلوا منهم عنّا شیئا و لا کرامه ..»[۲].

امام‏ حسن‏ عسکرى‏ علیه‌السلام درباره این آیه: «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدِیهِمْ، ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‏ واى بر کسانى که کتاب را به دست‌هاى خود (و از پیش خود) مى‌‏نویسند و سپس مى‏‌گویند که این از جانب خدا است»، چنین فرمود: این آیه در حق قوم یهود نازل شده است. مردى به امام صادق علیه‌السلام گفت: اگر آن گروه عوام از یهودیان، کتاب (تورات) را به وسیله علمایشان فرا مى‏‌گرفتند، پس چگونه آنان را به تقلید و قبول کردن از علما نکوهش کرده است؟ مگر عوام یهود همچون عوام ما نبودند که از علما تقلید مى‏‌کنند؟ امام صادق علیه‌السلام  فرمود: میان عوام ما و عوام یهود از یک جهت برابرى وجود دارد و از جهت دیگر فرق. اما برابرى بدان جهت است که خدا عوام ما را به سبب تقلیدشان نکوهش کرده است‏، همان گونه که عوام ایشان را نکوهش کرده است. و اما فرق بدان جهت است که عوام یهود با اینکه از دروغگویى آشکار و حرام‌خوارى و رشوه‏‌گیرى علماى خود و دست بردن آنان در احکام خدا باخبر بودند و یقین داشتند که هر کس چنین باشد، فاسق است‏ و شایسته نیست که واسطه میان خدا و خلق یا پیامبر خدا و خلق باشد، باز از این گونه عالمانى تقلید و پیروى کردند؛ عوام ما نیز اگر از علماى خود فسق آشکار و تعصب نابجا و توجه به دنیا و امور حرام مشاهده کنند و باز هم به تقلید از ایشان ادامه دهند، آنان نیز همچون قوم یهودند که خدا ایشان را به سبب تقلید کردن از عالمان فاسق مذمت کرده است. و اما آن کس از علما که پاسدار نفس و حافظ دین و مخالف با هواى خود و فرمانبردار امر خدا باشد، بر عوام واجب است که از او تقلید کنند. و این جز در بعضى از فقیهان شیعه، نه همۀ آنان، نیست، پس هر کس از علما مرتکب کارهاى زشت و قبیح شود، و به راهى برود که دیگر فقیهان فاسد رفتند، از او چیزى را که از ما نقل مى‏‌کند نپذیرید و حرمتى برایش قائل نباشید.

 

نوشته های مشابه

[۱]  سوره بقره (۲): ۷۹.

[۲] «بحار» ۲/ ۸۸؛ «احتجاج» ۲/ ۲۶۴- ۲۶۳؛ «وسائل» ۱۸/ ۹۵- ۹۴.

منبع
الحياة / ترجمه احمد آرام، ج‏2، ص: 570-571

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا